میگن صبر و تحملم حدی داره. اره از حدش گذشته. از تحمل قوم شوهر با سبک عادت های زشت و نابود کننده. انگار روز و صبح براشون حرومه. بی برنامگی و بدخوابی و بد غذایی داره منو میکشه. رفتارهای وسواسیشون داره منو میکشه. خستم ازشون. منم که ففط باید بنوبسم تا اروم شم. کاش میتونستم برای یکی بگم. چقدر دلم خواهر میخواد. چرا خدا منو با بب خواهری امتحان کرده؟
دلم میخواست برلی یکی حرف بزنم اما به هر کی اعتماد کردم از پشت خنجر زد. همیشه ضربه اعتماد خوردم. دیگه بی اعتمادم. هیچ جا نمیتونم خودمو بریزم بیرون. اخه چطوری بهتون بگم قوم الظالمییییییین. بابا من نمیتونم شبها تا ۳ بیدار بمونم و بخندم. نمیتونم شبها بیدار بمونم. وقتی درد دارم خندم ننیاد. از ادمهای وسواسی غرغرو دخالت کن بدم میاد. از اینکه هر کسی به خودش اجازه بده دخالت کنه تو زندگی و تصمیم گیری هام بدم میاد. کاش یکم شوهر مستقلی داشتم. کاش یکم شوهرم مزه استقلال و میفهمید. لوس بی اراده قهرو ناز کش خواه شب بیدار بمون خسیس پدر مادر پرست. دلم میخواد یه دل سیر کتکش بزنم که دلم حال بیاد و بعدش ادم بشه. دیگه نمتز شب برا من حرومه. تحمل این قوم ظالم خودش صبر و الصلاهه. از بس فشار روحی میارن. اخه چرا باید ساعت ۳ شب تازه جای بخوان!؟؟؟
چرا اینقدر شکم براشون مهمه؟
چرا اینقدر خوردمگن براشون مهمه؟
خستم از همه شون. دلم میخواد نبینمشون. من تحملم تموم شده. صبرم تموم شده. دلم نمیخواد ببینمشون یه مدت با اخلاقای وسواسی و توهین ومیزشون.
اخه ادم میره مهمونی هم باید بگه بشقاباشستن یا نه؟
یا حتما باید کنار سفره شون کثیف باشه از بس غذا۰ر میریزن و میچکونن. وای خدا رحم کنه اگه بخوان پس فردا من تروخشکشون کنم. من اصلا تحمل ندارم. شوهر بدرد بخور که ندارم. اقا ننه شم خودش جمعشون کنه. از بس که سختن و رو اعصاب.
حالا ایشالا موقع بارداری بچه شون میبینمشون. اون لوس ننر بی حال تنبل اخ درد میکنه شون و میبینم شوهرشون ویلچر بگیره یا نه. که فقط زبون نیش دار تیکه بنداز دارن که پاشو راه برو پس فردا بتونی خودتو جمع کنی . این کارا جیه
و چیزی از درد و کنر درد ندونن. من الان یه طوری ام که آه می کشم و میکشم سر دخترتون بباد. نمیدونم این عروسا ما چقدر واقعا جایگاه بالا دارن و بابا مامانم گذشت دارن که نگو. اونوقت اگه حال و روز منو ببینن چیکار میکنن.
دلم لک زده با یه هم راز حرف بزنم اما کثافتی که باعث شد تنها بموتم حق حرفم گرفت
خدایا پشت و پناهم باش. دردامو شنیدی. تنهایی اامو نیبینی. زندگی تو این دتیا ایتقدر کثافته!؟؟؟؟؟؟؟
کاش سر زاییدن پاک شم و بمیرم. واقعا زندگی با این ادما برام لذتی که تداره فرسایش روحی هم داره. دلم یه ارامش دهنده میخواد.
من باید برا یکی حرف بزنم. یکی که نامردی نکنه. سگ تباشه مثل بعضی درو
غم نامه !...ما را در سایت غم نامه ! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 122